الشيخ السبحاني
106
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)
مورچه دو حركت دارد : يكى با اراده كه از پيش روى خود حركت مىكند و يكى به اجبار كه آسياب آن را مىگرداند ، آيا اين ستارگان كه بعضى ثابت و بعضى سيارند و با نظم مخصوص حركت مىكنند جز به تدبير خداوندى حكيم ممكن است ؟ اگر تدبير مدبر حكيمى نبود بايد يا همه متحرك باشند يا ساكن و در صورتى كه همه داراى حركت بودند ، اين نظم و ترتيب صحيح از كجا در آنها پيدا مىشد . حركت ستارگان آن قدر تند است كه در فكر نمىگنجد و نور آنها آن قدر قوى است كه هيچ چشمى تاب تحمل آن را ندارد . خداوند فاصلهء آنها را از ما اين اندازه كردهاست كه هم حركتشان را درك كنيم ، هم نورشان به چشم ما آسيب وارد نياورد . اگر با سرعتى كه دارند به ما نزديك بودند به واسطهء شدت نورشان چشمهاى ما نابينا مىشد . اگر با چرخى از چاه آب بكشند و باغى را آب بدهند و ساختمان و وضع آن چاه و وسايل آب كشى طورى منظم و از روى قاعده باشد كه بتواند مرتب و به قدر كافى آب به باغ برساند اگر كسى چنين چرخى را ببيند آيا ممكن است فكر كند كه خود به خود به وجود آمده است و كسى آن را نساخته و منظم نكرده است ؟ بديهى است كه عقل سليم از ديدن آن بىدرنگ متوجه مىشود كه انسان ماهر و باهوشى آن چرخ را با آن ترتيب صحيح درست كرده است . وقتى از ديدن يك چرخ آب كشى كه يك امر كوچكى است ، فوراً انسان متوجه سازندهء آن مىشود ، چگونه ممكن است از ديدن اين همه ستارگان ثابت و سيار ، گردش منظم شب و روز و فصلهاى چهارگانهء سال كه بدون هيچ خلل و اشكالى همواره ادامه پيدا مىكند و كمترين انحراف و درنگى در كار آنها پيدا نمىشود انسان به خالق حكيم و آفريدگار اين همه موجودات بزرگ و عجيب واقف نشود . يكى از كفار به نام « ابوشاكر ديصانى » خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و گفت : خدا را براى من اثبات كنيد . مقارن اين پرسش ، كودكى هم در آن نزديكى با تخممرغى مشغول بازى بود . حضرت تخممرغ را از دست آن كودك گرفت و به